خرید بک لینک
من سر خاك حاج احمدم گريه نكردم ولي اگه بميره اگه بميره از الان مي تونم رد اشكامو حس كنميوسي رو نمي شناسم شايد مستحق اين باشه چون هنوزم امروز خدا عادلهميگن ادما رو با امروز و رفتارشون با خودت قضاوت كن و من ..من ميگم اون خوبه اون دلسوزه اون مهربونه اون كم مي خنده ولي لبخند زياد ميزنه يوسي ارزش يه زندگي راحت و بدون دردو داره يوسي استحقاقشو داره اينو مي دونم اينو حسم ميگه اون بايد زنده بمونه خدا اين بازي سرنوشت نيست اين جون يوسيه اين مسئله زنده بودن و بودن يوسيه

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 20:50

اما در عین حال می خونم حتی تو سرویس - با ادما راحت حرف میزنم - با جنس مخالف شوخی زیاد میکنم - با بعضی ادما که از اول بودن و محرم دل و خاطراتمن دست میدم - اهنگ زیاد گوش میدم و زیاد میرقصمموضع گیریم مقابل شهدا افرادیه که برای چیزی که بهش باور داشتن رفتن و این قابل تقدیرهبه ندرت اتفاق افتاده فیلم جنگی اشکمو در بیاره ولی چند بار اورده دیروز چیزی دیدم که قلبمو به درد اورد من از مدافعین حرم چیزی نمی دونستم جز چندتا کمپین تو اینستا جلویدر دانشکده ی علوم پزشکی کرج عکس یه پسر خیلی جوونو گذاشته بودن که مد

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 20:50

اطرافت مثل تو خودخواه باشن ! سخته عاداتتو نفهمن ! من گريه ميكنم نبايد تنها باشم ! اصلا بيشتر گريه كردنام واسه تنهاييه ! اونوقت نزديك ترين كست تنهات مي ذاره كه گريه كني ؟ اين سخته !سخته كه ادما همه چيو باهام قاطي كنن و بزيزن سرت ! سخته وسط تموم اينا تنها باشي ! سخته با مامان دوست باشي نتوني حرف بزنييعني بزني يا شنيده نشي ! سخته دنيا دنيا دوست داشته باشي و نتوني اين مشكلو باز كني ! سخته وسط تموم اينا هم اقاي x نباشه واسه دل داري دادن و پاك كردن اشكات. ! هي اقاي x بيا خوب ! برگرد ! حداقل تو منو بفه

برچسب: نویسنده: یاسین قنبری تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 20:50

صفحه بندی